حسن سيد اشرفى

636

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

برمىگردد . و معه : ضمير در « معه » به سابق بودن ارادهء ازلى و مشيّت الهى برمىگردد . على ما يكون الخ : ضمير در « يكون » به ماء موصوله به معناى كفر و عصيان برمىگردد . انّما يتبع الكفر الخ : ضمير در « يتبع » به عقاب برمىگردد . للاختيار النّاشئ عن مقدّماته : كلمهء « الناشئ » صفت براى « الاختيار » بوده و ضمير در « مقدّماته » به « الاختيار » برمىگردد . النّاشئة عن شقاوتهما : كلمهء « النّاشئة » صفت براى « مقدّماته » بوده و ضمير در « شقاوتهما » به كفر و عصيان برمىگردد . الذّاتيّة اللّازمة لخصوص ذاتهما : ضمير در « ذاتهما » به كفر و عصيان برگشته و كلمهء « الذّاتيّة » صفت بعد از صفت براى « شقاوتهما » مىباشد . و الذّاتىّ لا يعلّل : ضمير نايب فاعلى در « لا يعلّل » به ذاتى برمىگردد . فانقطع سؤال انّه لم جعل السّعيد سعيدا : كلمهء « سؤال » فاعل براى « انقطع » و اضافه به « انّه الخ » شده و ضمير در « انّه » به معناى شأن و اسم آن و جملهء « لم جعل الخ » خبرش بوده و كلمهء « السّعيد » نايب فاعل براى « جعل » و كلمهء « سعيدا » مفعول دوّم مىباشد . و انّما اوجدهما اللّه : ضمير مفعولى در « اوجدهما » به سعادت و شقاوت برگشته و اين عبارت جواب اين سؤال مقدّر است : اگر سعادت و شقاوت ذاتى بوده پس خداوند چه نقشى داشته و چه‌كاره مىباشد ؟ الى ما ربّما لا يسعه الخ : ضمير مفعولى در « يسعه » به ماء موصوله به معناى مطالب و مباحث برمىگردد . منه تعالى عين علمه بصلاح الفعل : ضمير در « منه » و در « علمه » به خداوند برگشته و منظور از « الفعل » فعل بندگان مىباشد . لزم بناء على أن تكون عين الطّلب : ضمير در « تكون » به اراده برگشته و فاعل « لزم » نيز كلمهء « كون » مىباشد .